شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

مقدمهء مصحح 21

نفثة المصدور ( فارسى )

و - به صورت تشبيه و تمثيل - رك : 32 / 7 ، 43 / 9 ، 53 / 3 و 4 . ز - به صورت قيد وصف و حالت و كيفيّت - رك : 67 / 4 و 5 . ح - به صورت ملخّص - رك : 91 / 2 و 3 . ط - بطريق حلّ - رك : 97 / 3 ، و نيز به صورت اشارت بپاره‌اى از كلمات مشخّص و برجستهء آيه و حديث و مثل - رك : 9 / 12 و 13 ، 15 / 6 ، 23 / 3 ، 54 / 8 ، 88 / 5 . نفثة المصدور و صنايع بديعى چنان كه پيش از اين گفته آمد وجههء همّت مؤلّف در انشاى « نفثة المصدور » بيشتر بر آراستن سخن ببدايع لفظى كلام معطوف بوده و بيان معنى در نظر وى در درجهء دوم ارزش و اهميّت قرار داشته است . از اين‌رو لفظ در نثر وى برجستگى و تعيّنى خاصّ دارد ، و خود پيداست كه گاه نويسنده چنان در آرايش آن مستغرق شده كه از استيفاى حقّ معنى ، چنان كه بايد ، بازمانده است . منشأ إصرار مؤلّف را نيز در مراعات آرايشهاى لفظى و صنايع بديعى در همين توجّه بيش از اندازهء وى به الفاظ ، و هماهنگى و تناسب و تقارن آنها با يكديگر جست‌وجو بايد كرد ، چنان كه وى را در برگزيدن الفاظ و بر سنجيدن كلمات و نشانيدن آنها در موقع مناسب كلام به شطرنجيى سخت ماهر و ورزيده و آشنا بدقايق حركات لعبه‌ها تشبيه توان كرد كه تا محلّ و موقعى مناسب براى لعبه‌اى در نظر نگيرد و آن را از جهات گوناگون با ديگر لعبه‌ها برنسنجد در خانه‌اى ننشاند . مؤلّف در انشاى كتاب از بيشتر صنايع معروف بديعى همچون براعت استهلال و سجع و تضمين مزدوج و موازنه و ترصيع و جناس و . . . مدد گرفته و نثر خود را بدان بياراسته است . در ذيل براى نمودن شيوهء وى در ايراد اين صنايع بپاره‌اى از آنها كه